تبلیغات
فرحمهر دات کام - کبریت را که کشیدم باران گرفت سیگار که روشن شد، برف آمد

کبریت را که کشیدم باران گرفت سیگار که روشن شد، برف آمد

شعرها

 کبریت را که کشیدم باران گرفت کبریت را که کشیدم باران گرفت
سیگار که روشن شد، برف آمد
پاییز در لیوان قهوه ام بود
با برگی از چای سبز

کمی از سرمای تنهایی لرزیدم و اشک ریختم
دختری از پله های کافه می آمد بالا
دختری که شبیه او بود ...بهار؟
نه، بهار هرگز نیامد و نخواهد آمد

من سال هاست که
به صدای پای دختران حساس شده ام

فرامرز فرحمهر

نظرات

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

شبکه های اجتماعی

اطلاعات سایت

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان: