تبلیغات
فرحمهر دات کام - ذوقم شوت زدن به توپ قلقلی بود با مادرم خرید، از کفش ملی بود

ذوقم شوت زدن به توپ قلقلی بود با مادرم خرید، از کفش ملی بود

شعرها

 ذوقم شوت زدن به توپ قلقلی بود ذوقم شوت زدن به توپ قلقلی بود
با مادرم خرید، از کفش ملی بود
من توی باغچه شاه یک کشور بودم
هر روز دست و پای کوچیکم گلی بود

با بچه ها توی حیاط همبازی بودم
یا توی قایم موشک و تاب بازی بودم
مهشید توی خاله بازی همسرم بود
من هم فقط یک شوهر ناراضی بودم

توی محرم آخر صف مال ما بود
کمبود زنجیرا همش تو حال ما بود
ما هم شب زنجیر و می بردیم به خونه
آقا حسن هم در به در دنبال ما بود
یادش گرامی! روزهای زندگی بود
شاید نباید هی دنبالش بگردم
شاید دلیل جستجوم این باشه که من
باقی زندگیم و زندگی نکردم

فرامرز فرحمهر

نظرات

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

شبکه های اجتماعی

اطلاعات سایت

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان: