تبلیغات
فرحمهر دات کام - شب غم انگیزی بود بوی تموم شدن رابطه می اومد

شب غم انگیزی بود بوی تموم شدن رابطه می اومد

دلنوشته ها

 شب غم انگیزی بود شب غم انگیزی بود
بوی تموم شدن رابطه می اومد
نشستیم توی پارک نوبت و دو تا چای خریدیم
به شونه های هم تکیه داده بودیم
و توی سکوت به نقطه ای خیره بودیم
احساسی همراه با آرامش و احترام به هم داشتیم

روح های ما به وحدت رسیده بودن
اما زندگی نقشه ی تلخی برای ما داشت
ما قرار نبود به هم برسیم

بعد از 3 سال اولین شبی بود که با این آرامش کنار هم بودیم
چقدر پخته و جا افتاده شده بودیم
خالی از هیجان و امید
رابطه ما به آخر رسیده بود
اما ته وجودم می خواستم بازم امیدوار باشم
دنبال روزنه ای بودم
اون شب سعی کردم خوب حسش کنم
خوب نگاهش کنم
سعی کردم خوب به خاطر بسپارمش
که اگر رفت
این تصویر و به یادگاری توی ذهنم ثبت کنم

فرامرز فرحمهر

نظرات

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

شبکه های اجتماعی

اطلاعات سایت

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان: